حسن ابراهيم حسن ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )
208
تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى )
خواست پيغمبر بدانها گفت كه تقاضايش را بپذيرند به دو گفتند دختران خود را به بندگان آزاد شده خود بدهيم ؟ و اين آيه نازل شد : يا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْناكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَ أُنْثى وَ جَعَلْناكُمْ شُعُوباً وَ قَبائِلَ لِتَعارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاكُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌ . « 1 » يعنى : اى گروه مردم ما شما را از نر و ماده بيافريديم و شما را دستهها و طايفهها كرديم تا همديگر را بشناسيد . زيرا گرامىترين شما بنزد خدا كسى است كه پرهيزكارتر است و خدا دانا و خبير است . براى نزول اين آيه سبب ديگرى نيز گفتهاند كه آن نيز توجه اسلام را به بهبودى حال بندگان ثابت مىكند . ميگويند پيغمبر به بلال فرمان داد كه بالاى كعبه رود و اذان گويد حارث بن هشام و عتاب بن اسيد چون اين بديدند خشمگين شدند و گفتند : اين بنده سياه بالاى كعبه اذان ميگويد ؟ . . و آيه به رد آنها نازل شد . به شهادت تاريخ پيغمبر اسامة بن زيد را كه جوانى نورسيده بود و پدرش از جمله موالى بشمار بود بر سپاهى كه بزرگان اصحاب در آن بودند فرماندهى داد و پس از وفات پيغمبر كه ابو بكر ميخواست سپاه را بفرستند پياده همراه اسامه رفت و او سوار بود ، وقتى اسامه به دو گفت يا تو سوار شو يا من پياده ميشوم ابو بكر جواب داد : نه تو پياده شو و نه من سوار ميشوم . پيش از اين گفتيم كه پيغمبر دختر عم خود زينب دختر جحش را به عقد زيد بن حارثه كه بندهاى آزاد شده بود درآورد و پس از آن وقتى زيد زينب را طلاق داد پيغمبر او را به عقد خويش درآورد . اين گونه رخدادها نشان ميدهد كه اسلام بندگان را محترم مى - شمرد و ميان آنها با مردم آزاد تفاوت نميكرد .
--> ( 1 ) - سوره حجرات آيه 13